تبليغاتX
خوشه های آزادی

 

  

محمدعلی جمالزاده 

 

 

هزاربیشۀ قلم درمُرکب مَحو

 

به مناسبت سال‌روز درگذشت پدرداستان نویسی معاصر

 

 محمدعلی جمالزاده

 

امیرمحسن محمدی

 

جمالزاده در هر داستان با نثري شيرين به تصوير يك تيپ اجتماعي پرداخته و كهنه‌پرستي و رخوت اجتماعي را با طنزي سرشار از غم توصيف كرده است، او مي‌كوشد زبان داستان را به زبان محاوره نزديك كند

 

 

محمد علی جمالزاده پدر داستان‌نويسي مدرن ايران به‌شمار مي‌آيد كه بيش از 80 سال پيش اولين داستان مدرن فارسي را به‌نام «يكي بود، يكي نبود» منتشر كرد.

عبدالعلي دستغيب در بررسي كار جمالزاده مي‌گويد: پس از دهخدا نوبت جمالزاده است كه نثر را به‌سوي داستان، گامي به پيش براند. در قصه‌هاي او، چهره‌ي مردم عادي و آداب و رسومشان با رنگي تند نقاشي شده است. از اين گذشته جمالزاده بيش از ديگران به هنر داستان كوتاه‌نويسي توجه دارد. شايد او پيش از او نويسندگان فرصت اين كار را نداشتند يا قصه‌نويسي را در شأن خود نمي‌ديدند. ولي جمالزاده و پيش از او دهخدا دريافتند كه در داستان، چهره‌ي واقعي ملت را بهتر مي‌توان نشان داد.

وي متذكر مي‌شود: البته جمالزاده بيش‌تر از دهخدا به الگوي داستان‌نويسي غربي نظر داشت، و مي‌كوشيد داستان‌هايش از طرح و توطئه، فضاسازي، حركت آدم‌ها در زمان و مكان بيش‌تر برخوردار باشد. اين بود كه «يكي بود، يكي نبود» به‌دنبال «چرند و پرند»، فضاي داستاني ويژه‌اي در ادب ما پديد آورد و در واقع‌گرايي به‌معناي تازه‌اش ارايه شد.

اما جمال ميرصادقي معتقد است: از نظر تعهدي كه هر نويسنده در قبال زبان دارد، جمالزاده را بايد ستود و تلاش و راهگشايي او را در اين زمينه ارج گذاشت، اما محتوا و مضمون و نوع داستان‌هاي او چنين ستايشي را برنمي‌انگيزد.

وي مي‌افزايد: در ميان انبوه آثار جمالزاده، به‌ندرت به داستان‌هاي واقعي و استخوان‌دار و ارزنده برمي‌خوريم. زيادي داستان‌هاي سست و بي‌مايه، خواننده را دلزده مي‌كند؛ داستان‌هاي لطيفه‌واري كه با سهل‌انگاري و بي‌توجهي نوشته شده است و هدفي جز سرگرم كردن خواننده ندارد. جمالزاه شايد در داستان‌هاي نخستين خود، شور و هيجاني براي مبارزه با خرافات و جهل و ناداني داشته است و وسوسه‌ي افشاگري بي‌عدالتي‌ها و ناروايي‌هاي اجتماعي او را به نوشتن داستان‌هاي مجموعه‌ي «يكي بود، يكي نبود» وادار كرده است، اما اين شور و وسوسه ديري نمي‌يابد و جاي خود را به محافظه‌كاري مي‌دهد. داستان‌هاي بعدي او، گرچه اغلب داراي مضاميني اجتماعي و آموزشي است، اما به‌علت محافظه‌كاري، تند و تيزي و خصلت انتقادي داستان‌هاي «يكي بود، يكي نبود» را از دست داده است. موضوع‌هاي آن‌ها نيز به‌علت كثرت استعمال، كهنه و فرسوده شده است و بر خواننده‌ تأثير چنداني ندارد.

به‌گفته‌ ميرصادقي، در ميان آثار متعدد جمالزاده، كتاب «يكي بود، يكي نبود» هنوز هم خوانندگاني دارد. داستان‌هاي اين كتاب از بعضي جهات هنوز هم خواندني و شيرين است و در ميان داستان‌هاي جمالزاده بهترين و گيراترين آن‌هاست. جمالزاده هرگز نتوانست داستان‌هايي به قدرت تأثير آن‌ها بنويسد؛ داستاني چون «درد دل ملاقربانعلي» نه تنها در ميان داستان‌هاي نويسنده نظير ندارد، بلكه يكي از داستان‌هاي كوتاه خوب ادبيات معاصر است. داستان‌هايي كه جمالزاده بعد از «يكي بود، يكي نبود» نوشت - چه بلند، چه كوتاه - بيش‌تر جنبه‌ي خاطره‌يي و فكاهي دارد. سعي نويسنده مصروف بر آن شده است كه اسباب تفريح و سرگرمي خواننده را فراهم آورد.

ازسوي ديگر، حسن ميرعابديني اعتقاد دارد: جمالزاده در هر داستان با نثري شيرين به تصوير يك تيپ اجتماعي پرداخته و كهنه‌پرستي و رخوت اجتماعي را با طنزي سرشار از غم توصيف كرده است. او مي‌كوشد زبان داستان را به زبان محاوره نزديك كند، اما اغلب گرفتار پرگويي مي‌شود و نوشته‌هايش را به حد افراط از واژه‌هاي عاميانه انباشته مي‌سازد. نثر جمالزاده هنوز كاملا داستاني نيست و تاثير وعظ و خطابه در آن آشكار است، يعني نويسنده به‌جاي توصيف دروني و بي‌طرفانه‌ي حوادث و آدم‌ها، به توضيح و تفسرهاي پندآموز مي‌پردازد. «يكي بود، يكي نبود» نشان مي‌دهد كه نثر داستاني هنوز آن انعطاف را نيافته است كه بتواند دنياي دروني انسان‌ها را تجسم بخشد، و همچون نثر دوره‌ي مشروطه هنوز در حال و هواي گزارش دادن از اجتماع است. نوشته‌هاي طالبوف، مراغه‌اي، دهخدا و جمالزاده كه در فضاي مشروطيت پديد آمده‌اند، سبكي گزارشي و خطابي دارند.

وي مي گويد: آثار جمالزاده از آن جهت اهميت دارد كه نه تنها «حلقه‌ي نهايي در ادبيات مشروطه پيش از گسستگي فرهنگي است كه با سلطنت رضاخان آغاز مي‌گردد»، بلكه به مثابه نقطه‌ي عزيمتي در فرايند شكل‌گيري نوعي جديد در ادبيات شمرده مي‌شود.

پرويز ناتل خانلري نيز درباره‌ي جمالزاده چنين مي‌گويد: پيشواي نوول‌نويسي فارسي محمدعلي جمالزاده است كه كتاب «يكي بود، يكي نبود» را در سال 1339 هجري قمري در برلن منتشر ساخت. اين كتاب شامل شش حكايت است و در مقدمه‌ي مفصل آن جمالزاده بيانيه‌ي مكتب جديد را نوشته و اهميت و فايده‌ي قصه و رمان را كه به عقيده‌ي او «بهترين آينه‌اي است براي نماياندن احوالات اخلاقي و سجاياي مخصوصه ملل و اقوام» شرح داده و مخصوصا فايده‌ي مهم اين‌گونه آثار را كه وصف زندگاني و حالات طبقات مختلف است، در توسعه و تكميل زبان و ثبت الفاظ و اصطلاحات عاميانه كه موجب تكثير لغات و تعبيرات زبان است، دانسته است.

محمدعلي جمالزاده سال 1274 هجري شمسي در خانواده‌اي مشروطه‌خواه به دنيا آمد. در 17سالگي براي تحصيل به بيروت رفت و پس از چندي رهسپار پاريس شد. وي 17 آبان سال 1376 در شهر ژنو سويس از دنيا رفت.

از آثار اين نويسنده به «دارالمجانين»، «سرگذشت عمو حسينعلي» در سال 1321 ، «سروته يك كرباس» 1323، «قلتشن ديوان» 1325، «صحراي محشر»، «هزار پيشه» 1326، «معصومه شيرازي» 1333، «تلخ و شيرين» 1334، «شاهكار»1337، «كهنه و نو»، «قصه قصه‌ها» و «قصه‌هاي كوتاه قنبرعلي» 1338، «هفت كشور» و «غير از خدا هيچكس نبود» 1340، «شورآباد» 1341 ، «خاك و آدم » و «صندوقچه اسرار» 1342، «آسمان و ريسمان» 1343، «مركب محو» 1344، «قصه‌هاي كوتاه براي بچه‌هاي ريشدار» 1352، و «قصه ما به سر رسيد» 1357، مي‌توان اشاره كرد.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت   توسط امیر محسن محمدی  | 

 

 

 

 

 

 

 

نيامده مي‌روند؟

 


نگاهي به تعطيلي جايزه‌هاي ادبي در گفت‌وگو با اهالي ادبيات

 

 

 

اين روزها درحالي‌كه برخي جايزه‌هاي ادبي در حوزه‌ي ادبيات داستاني، ازجمله جايزه‌ي ادبي اصفهان، فراخوان دور جديد خود را منتشر مي‌كنند، از سويي ديگر، از برگزار نشدن و تعطيلي تعدادي ديگر از جايزه‌ها خبر مي‌رسد؛ ابتدا اعلام مي‌شود كه جايزه‌ي مهرگان ادب به‌دليل شرايط خاص شركت پكا ديگر برگزار نمي‌شود، سپس خبر مي‌رسد كه اين جايزه از اين پس بدون وابستگي به اين شركت برگزار خواهد شد، از دور جديد جايزه‌ي نويسندگان و منتقدان مطبوعات خبري نيست و برخي دست‌اندركاران جايزه‌ي ادبي يلدا نيز مانند دور گذشته - كه البته برگزار شد - از تعطيلي آن به‌دليل مشكلات مالي حمايتي سخن مي‌گويند

 

 

 

 

مديا كاشيگر، دبير چند دوره‌ي جايزه‌ي ادبي يلدا كه در چند روز گذشته اعلام كرد ديگر هيچ سمتي در اين جايزه ندارد، پاسخ درباره‌ي برگزار نشدن آن‌را به مسؤول نشر كاروان واگذار كرد. روابط عمومي انتشارات يادشده (از برگزاركنندگان اصلي جايزه) هم گفت كه مسؤول جايزه و انتشارات، در حال حاضر در سفر خارج از كشور به‌سر مي‌برد، و با بيان اين‌كه جايزه‌ي يلدا تعطيل نشده است، توضيحات بيش‌تري ارايه نكرد. او گفت، در اوايل هفته‌ي آينده موضوع را به‌صورت مشخص براي آگاهي به رسانه‌ها مي‌فرستيم.

گفتني است، اين جايزه در دور نخست، با عنوان و حمايت مالي پائولو كوئيليو برگزار شد كه البته قرار بود تداوم يابد، اما در همان سال دوم تغيير ماهيت يافت.

از سوي ديگر، هرچند كه مديريت فروشگاه پكا به‌نقل از مديرعامل شركت، چند روز پيش عنوان كرد كه هيچ‌كدام از جايزه‌هاي مهرگان - كه مهرگان ادب ازجمله بخش‌هاي آن است - امسال برگزار نمي‌شوند، اما به‌دنبالش نمابري ازسوي مديرعامل پيشين دريافت شد؛ مبني بر اين‌كه جايزه‌هاي مهرگان تكليف‌شان ازموسسه‌ي يادشده كه ظاهرا به برخي مشكلات مالي دچار است، جداست، و امسال نيز برگزار مي‌شوند.

فتح‌الله بي‌نياز هم به‌عنوان يكي از داوران مهرگان ادب، با رد خبر برگزار نشدن اين جايزه‌ گفت كه به‌همراه ديگر داوران، در حال بررسي نهايي آثار رسيده به اين دور از جايزه هستند و قرار است جلسه‌اي نيز به همين منظور برگزار شود. بنا به تاكيد او، جايزه‌ي مهرگان امسال در همه‌ي بخش‌هايش برگزار مي‌شود.

اين در حالي است كه به باور برخي كارشناسان، يكي از دلايل ايجاد تحرك در زمينه‌ي ادبيات داستاني در چند سال گذشته كه به‌نوعي به رونق دوباره‌ي آن انجاميده، وجود فضاي رقابتي حاصل از همين‌گونه جايزه‌هاي ادبي بوده اس، هرچند سال‌هاي زيادي از شكل‌گيري اين جايزه‌ها در كشورمان نمي‌گذرد، اما به نظر مي‌رسد، برگزاري آن‌ها در طول اين دوره‌ها توانسته است حداقل در معرفي برخي آثار و اقبال بيش‌تر به آن‌ها تأثيرگذار باشد.

محمد بهارلو در اين‌باره معتقد است كه تعطيلي اين جايزه‌هاي ادبي هيچ تاثير و تبعات منفي براي ادبيات ما نمي‌تواند داشته باشد. اما شايد تنها تاثير اين باشد كه ديگر كتاب‌هايي كه توسط آن‌ها معرفي مي‌شدند، به چاپ چندم نمي‌رسند.

به‌اعتقاد او، اين جايزه‌ها چون بر مبناي ادبي شكل نگرفته‌اند و چند نفر گروهي و محفلي آن‌ها ‌را تاسيس كرده‌اند كه معلوم نبوده معيارشان چيست، پس هيچ اتفاقي هم نمي‌افتد. درحالي‌كه در غرب كه سابقه‌ي طولاني‌تري در برگزاري اين‌گونه برنامه‌هاي ادبي دارد، چنين اتفاقي رخ نمي‌دهد.‌

ازسوي ديگر، راضيه تجار با بيان اين‌كه اين اعلام تعطيلي‌ها بيش‌تر نوعي بهانه‌تراشي است، گفت: تعطيلي اين جايزه‌ها بيش‌تر سياسي است و خود مسؤولان برگزاري، به اين كار مبادرت مي‌كنند. فكر نمي‌كنم جلو كمك كردن به آ‌ن‌ها گرفته شده باشد. كمك بدون ريخت‌وپاش هميشه هست. مگر چه مبلغ به يك نويسنده در اين جايزه‌ها داده مي‌شود كه بخواهد قطع شود؟! چون ازسوي يك فرد خير اهدا مي‌شود، پس مشكل ديگران چيست؟ بيش‌تر از يك ميليون تومان كه نمي‌دهند. آن‌هايي كه دل‌سوختگان اين وادي‌اند و كساني كه ادعاي روشن كردن اين مشعل را دارند، در هر شرايطي آن‌را روشن نگه دارند. جايزه‌ها آن‌قدرها هم هزينه‌بر نيستند. آدم‌هاي خير هم هميشه هستند.

او البته متذكر شد: ما متأسفانه هميشه ادبيات را قرباني سياست مي‌كنيم. جشنواره‌ها مي‌توانند ادامه يابند. داعيه‌داران و كساني كه دوستدار ادبيات هستند، اين چراغ را در هر صورت روشن نگه دارند. جايزه‌هاي ادبي مي‌توانند جريان‌ساز باشند؛ كما اين‌كه در اين سال‌ها بوده‌اند و هر كدام به‌نسبت خودشان. برخي جايزه‌ها نگاه مذهبي داشته‌اند و برخي ديگر لاييك بوده‌اند، هر چند كه برخي نظرهاي خاص و باندبازي‌ها هست و هميشه هم دقيق و سالم نيستند، اما با همه‌ي اين‌ها معتقدم بودن‌شان بهتر از نبودن‌شان است و بايد باشند. ‌

همچنين حسن كيائيان - مدير نشر چشمه و از حاميان مالي يكي از جايزه‌هاي ادبي - معتقد است: جايزه‌ها گام خوبي بودند، منتها همه چيز نشر نبودند. يعني سال‌ها پيش از اين جايزه‌ها هم صنعت نشر بود و كارش را ادامه مي‌داد و بعد از اين جايزه‌ها هم ادامه مي‌دهد؛ اما متأسف مي‌شويم كه تعطيل شوند. بودن‌شان بهتر از نبودن‌شان است. اين‌ها همه‌ي ادبيات نيستند، اما اين‌كه سرنوشت ادبيات داستاني را به جايزه‌ها گره بزنيم، هم درست نيست.

جلال فهيم هاشمي - مدير نشر روزبهان و از ديگر حاميان مالي يك جايزه‌ي ادبي - نيز توضيح داد: با وجود برخي مشكلات مالي كه تعدادي از جايزه‌هاي ادبي داشتند، اما خيلي تاثيرگذار بودند و بسيار هم تعيين‌كننده. جايزه‌ي مهرگان هم برگزار نمي‌شود، چون اگر چنين بود، هر سال اين موقع ما جايزه را برگزار مي‌كرديم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت   توسط امیر محسن محمدی  | 

عمران صلاحی 

 

 

مرابه نام كوچكم صدابزن

 

 

در حاشیه ی مرگ نابهنگام عمران صلاحی شاعر و طنزپرداز معاصر

 

 

امیرمحسن محمدی

 

سید حسن حسینی با اشاره به دوستي ساليان دورش با صلاحي عنوان می کند : او مصرف ‌كننده ی صرف طنز و شوخي نبود ، بلكه از توليدكنندگان مواد اوليه ی خنده براي صدور به لب‌هاي در حال توسعه بود

 

 

 

شاعری که همه عمرش را در راه طنز صرف کرد ناباورانه در بیمارستان توس تهران در حالی که شصت سال داشت درگذشت  و جامعه ی ادبی که هنوز داغ دار مرگ چند نویسنده ی دیگر بودند را با اندوهی دوباره و دوچندان روبرو ساخت و عمران صلاحی که سالها برای ادبیات این سرزمین عرق ریخته بود به عارضه ی قلبی لبخند زد و شایسته نیست وفات کسی که خود طنزپرداز بوده و خنده را بر لب های به قول خودش در حال توسعه رواج می داده را با قطره ای اشک پاسخ دهیم .

او کارش را در حدود سال 1335 در مجله «توفیق» آغاز کرده بود در آنجا با پرویز شاپور کاریکاتوریست و کاریکلماتوریست بزرگ ایران آشنا می شود و بعدها بسیاری از نمود های قدرت زبان تألیفاتش را مرهون شاپور می داند ، در همین سال ها با مجله ی « گل آقا» نیز همکاری خود را آغاز کرده و در آنجا نیز شعر و مطلب به چاپ می رساند ، از این سال ها کارنامه ی ادبی عمران صلاحی شروع می شود و شاید شرکت او در بزرگداشتی اخیر در چین را بتوان آخرین برگ این کارنامه عنوان کرد.

حالا پنجشنبه 13 مهر ماه است  ساعت 9 صبح مقابل خانه ی هنرمندان ایران در تهران پیکر شاعری روی دست های مردم و هنرمندان غلط می خورد ، سر می خورد و حرکت می کند تا قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) ، جایی که بسیاری از خواهران و برادران ِهمکار او بدون اینکه قدرشان دانسته شود و حق ِدینِشان ادا شود آغوش به روی خاک گشوده اند و اکنون دیگر تنها به عکس تبدیل شده اند ، اعضای گوناگون جامعه ی ادبی کشور و دوستان به اصطلاح ادبی او در بهت و ناباوری واکنش های مختلفی به مرگ او داشته اند چرا که با مرگ او ضربه ی بسیار بزرگی به آنها وارد شده است .

 تعدادي از آثار منتشرشده‌ي عمران صلاحی عبارت‌اند از: طنزآوران امروز ايران، گريه در آب، قطاري در مه، ايستگاه بين راه، پنجره‌دن داش گلير و آينا كيمي (به زبان تركي)، حالا حكايت ماست، رؤياهاي مرد نيلوفري، شايد باور نكنيد، يك لب و هزار خنده، آي نسيم سحري، ناگاه يك نگاه، ملانصرالدين، باران پنهان، از گلستان من ببر ورقي، هزار و يك آيينه، گزينه اشعار و مرا به نام كوچكم صدا بزن ، وي همچنين قرار بود ‌"تفريحات سالم"، "طنز سعدي در گلستان و بوستان" و "زبان‌بسته‌ها" (منتخبي از قصه‌هاي حيوانات به نظم) را منتشر كند.

 جواد مجابی این طنز پرداز را از تراز اول ترین نویسندگان کشور می داند و دوست داشتن مردم را ویژگی خاص او و معتقد است به همین دلیل هم هست که عمران به زبان مردم می نویسد و برای آنان می نویسد ، مجابی می گوید او هیچ وقت از مردم و دردهایشان جدا نبوده و این خصیصه در کارش نیز کاملاً نمود داشته است ، او در ادامه می گوید : وجه اشتراک او با طنزپردازان بزرگ استفاده از تکنیک های ساده و مردمی بوده  در عین اینکه در پشت این ظاهر ساده دردی عمیق ، جانکاه  و سیاه وجود دارد ، او می گوید کار ِ عمران به پایان نرسیده بود ، او در نزدیکی قله ی شکوفایی شعرش بود و آثار اخیر او باید بررسی ِ بیشتری شود چرا که حرف های تازه ی بسیاری داشت که متأسفانه در اواخر این راه از پیمودن بیشتر فرو ماند .

 شمس لنگرودی نیز او را به عنوان یکی از شاخص ترین طنزپردازان پس از مشروطیت ِایران معرفی می کند و می گوید پراکندگی ژانر های مختلفی که او کار کرده بود شاید کمی به او ضربه بزند به عبارت دیگر او هم شعرمی نوشت هم داستان کوتاه هم کارکلماتور هم قطعات طنز و خلاصه اکثر اشکال مختلف  روایت را که وجود دارد تجربه کرده بود .

علیرضا طبایی نیز آثار عمران صلاحي را داراي دو جنبه‌ي شاخص دانست ، يكي جنبه‌ي انساني و پاكي در ذات و ديگري جنبه‌ي ممتاز بودن آثار شعر و طنز او كه هر دو نمونه و بی نظیر هستند ، كم‌تر كسي را مي‌شناسم كه پاكي، صداقت، دوستي و خوبي صلاحي را تا آخرين لحظات زندگي‌اش داشته باشد و در عين حال شعرش هم - چه از ديدگاه طنز و چه از نگاه جد - براي خود شاخص باشد ، وی در سپس یاد آور شد  طنز و شعر صلاحي در نوع خود خاص هستند و ويژگي ممتاز و برجسته‌اي كه در آثار طنز و جدي او ديده مي‌شود، اين است كه هر دو را درهم مي‌آميزد به عبارت دیگر در عين حال اگر كه جدي‌ترين اثر او را بخوانيم، در آن لحظه چراغ‌ها و لحظاتي از طنز در كار او مي‌درخشند و ادغام اين دو را در جابه‌جای متن او مي‌بينيم كه در كار شاعران ديگر كم‌تر ديده مي‌شود.

سيدحسن حسيني اين‌گونه از عمران صلاحي ياد مي‌كند:  شاعري فروتن، نازک ‌خيال، حساس، نكته‌دان، شوخ‌طبع، بذله‌گو و مهربان و بامعرفت؛ همراه با ذهني مدام حساس و فعال در قبال همنشيني كلمات؛ چه در محاوره و چه در نوشتار و چه در اسامي خاص ، حسيني در نشست نقد و بررسي آثار صلاحي در سال ‌82 كه خود ِ شاعردر آن جلسه گفته بود : «خورجين شعر من مثل سبد ميوه‌فروشي است و هر نوع شعري در آن يافت مي‌شود»، مسئولیت اجرای جلسه را به عهده داشت و اکنون با اشاره به دوستي ساليان دورش با صلاحي عنوان كرد : او مصرف ‌كننده ی صرف طنز و شوخي نيست، بلكه از توليدكنندگان مواد اوليه خنده براي صدور به لب‌هاي در حال توسعه است .

 مفتون امینی هم معتقد است هیچ شاعری به اندازه ی صلاحی در معاشرت با مردم محبوبیت نداشت  و شعرهای اجتماعی او عمیق دقیق و بسیار عاطفی هستند ، او گفت سال پنجاه بود که در برنامه ی کوهنوردی با او آشنا شدم ، یادم می آید شهریار می گفت تو بیست سال از من کوچکتری و بیست سال بیشتر وقت داری ، عمران هم بیست سال از من کوچکتر بود اما ناباورانه حالا دیگر کنار ما نیست .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آذر1385ساعت   توسط امیر محسن محمدی  |